• نمایش باید ادامه داشته باشد


بیوگرافی


فرخ بلسارا، متولد 14 شهریور 1333 در دوره قیومیت بریتانیا بر زنگبار در شرق آفریقا به دنیا آمد. زنگبار هم‌اکنون بخشی از تانزانیا است.
مرکوری بیشتر دوران کودکی خود را در هندوستان سپری کرد و در سن هفت‌سالگی شروع به یادگیری پیانو کرد. در سال ۱۹۵۴ و در سن هشت‌سالگی، مرکوری برای تحصیل به مدرسه سنت پیتر که یک مدرسه شبانه‌روزی پسرانه به سبک بریتانیایی واقع در پانچگانی (تپه ای معروف در ماهاراشترا) در نزدیکی بمبئی فرستاده شد. لاتا مانگشکار، خواننده بالیوود، یکی از افرادی بود که در آن زمان، فردی تحت تاثیر موسیقی آن قرار گرفته بود. مرکوری تا سن 9 سالگی در هندوستان، آموزش رسمی پیانو دید.
فرخ در سن ۱۲ سالگی یک گروه موسیقی مدرسه‌ای به نام هکتیکس(گیج کنندگان) تشکیل داد و آثار برخی از خواننده‌های راک اند رول همانند کلیف ریچارد و لیتل ریچارد را بازخوانی کرد. یکی از دوستان آن دوره فرخ می‌گوید که او توانایی غیر طبیعی در گوش دادن به رادیو و نواختن آنچه که می‌شنید داشت. همچنین در همان مدرسه سنت پیتر بود که او خود را «فردی» نامید. مرکوری در هند ماند و با مادربزرگ و عمه‌اش زندگی میکرد تا اینکه تحصیلاتش را در مدرسه سنت ماری در بمبئی به اتمام رساند.
در ۱۷ سالگی، به علت انقلاب زنگبار در سال ۱۹۶۴، مرکوری و خانواده‌اش برای حفظ جان خود از زنگبار گریختند که در طی آن انقلاب، هزاران عرب و هندی کشته شدند. خانواده او به خانه کوچکی در فلتهام در انگلستان نقل مکان کردند. مرکوری در دانشگاه پلی‌تکنیک ایسلورث ثبت نام کرد و مشغول به تحصیل در رشته هنر شد. او دیپلم خود را در رشته هنر و طراحی گرافیکی از دانشکده هنور ایلینگ دریافت کرد.

فردی وقتی که در لندن زندگی می‌کرد، گیتار را آموخت. او اغلب موسیقی گیتار محور را می‌پسندید. هنرمندان محبوبش در آن زمان‌ها بیتلز، جیمی هندریکس، دیوید بووی و لد زپلین بودند.
پس از فارغ‌التحصیلی، مرکوری به چند گروه موسیقی پیوست و به همراه دوست‌دخترش ماری استین به فروش لباس‌های دست دوم در بازار کنسینگتون در لندن مشغول شد. او همچنین شغلی هم در فرودگاه هیترو داشت. دوستان آن دوره مرکوری از او در آن دوره به عنوان یک جوان ساکت و خجالتی که علاقه وافری به موسیقی داشت یاد می‌کنند. او که تحت تاثیر خوانندگی رابرت پلنت بود در سال ۱۹۶۹ او به گروه موسیقی ایبکس(بز کوهی) پیوست که بعدها به رک‌ایج(بز کوهی)تغییر نام داد. پس از اینکه این گروه از هم پاشید، او به گروه دیگری به نام دریای شیر ترش ملحق شد. با این حال، این گروه هم در اوایل ۱۹۷۰ از هم پاشید.

در اوایل دهه ۱۹۷۰ مرکوری یک رابطه طولانی‌ مدت با ماری اوستین داشت که او را از طریق برایان می ملاقات کرده بود. او برای چندین سال با اوستین به طور مشترک در غرب کنسینگتون زندگی کرد. با این حال در اواسط دهه ۱۹۷۰، مرکوری رابطه عاشقانه‌ای هم با یک مرد آمریکایی که مدیر اجرایی موسیقی در شرکت الکترا رکوردز بود، داشت که نتیجه آن پایان رابطه‌اش با استین بود. با این حال مرکوری و اوستین برای سال‌ها دوستان نزدیک یکدیگر ماندند و مرکوری اغلب از اوستین به عنوان تنها دوست واقعیش یاد می‌کرد. در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۸۵، مرکوری درباره اوستین گفت: اکثر عاشقین من ازم پرسیدند که چرا اون‌ها نمیتونن جای ماری رو بگیرن، اما این عملا غیر ممکنه، تنها دوستی که من داشتم ماری هست و من کس دیگه‌ای رو نمی‌خوام. از نظر من، او همسر عرفی من بود. از نظر من، این زناشویی بود. ما هم دیگه رو باور داشتیم، همین برام کافیه.
در اوایل دهه ۱۹۸۰ او درگیر یک رابطه عاشقانه با باربارا والنتین هنرپیشه زن اتریشی شد. او در موزیک ویدیوی زندگی سختی است هم هنرنمایی کرد. در سال ۱۹۸۵، او یک رابطه طولانی‌مدت دیگر با آرایشگری به نام جیم هوتون آغاز کرد. هوتون متولد زاده ۱۹۴۹ بود. هوتون که در سال ۱۹۹۰ نتیجه آزمایش ایدزش مثبت بود، در شش سال آخر زندگی مرکوری با او زندگی کرد و در هنگام بیماری به پرستاری از او پرداخت و در هنگام مرگ مرکوری هم در بالین او حاضر بود. هوتون ادعا کرده است که مرکوری در حین مرگش، یک حلقه ازدواج که هوتون به او داده بود را دست کرده بود. هوتون در یک ژانویه ۲۰۱۰ بر اثر ابتلا سرطان درگذشت.

در اکتبر ۱۹۸۶، مطبوعات انگلیسی گزارش کرده بودند که مرکوری در یکی از کلینیک‌های خیابان هارلی، خون خودش را برای وجود ویروس ایدز/آچ‌آی‌وی آزمایش کرده است. گزارشگری از سان به نام هاگ ویتو از مرکوری درباره داستان فرودگاه هیترو در حین بازگشتش از سفر ژاپن سوال کرد. مرکوری انکار کرد که او بیماری مقاربتی دارد. بر طبق گفته شریک زندگی‌اش جیم عوتون، فردی کمی پس از عید پاک سال ۱۹۸۷ تشخیص داد که به بیماری ایدز مبتلا شده است. در همان اوقات، مرکوری در مصاحبه‌ای ادعا کرده بود که نتیجه آزمایش ایدزش منفی بوده است. علی‌رغم این انکارها، مطبوعات انگلیسی شایعات را در چند سال بعدی هم دنبال می‌کردند که با لاغر و نحیف شدن ظاهری مرکوری، عدم برگزاری تورها توسط کوئین، و گزارش‌هایی از معشوقه‌های گذشته به ژورنالیست‌ها، به این شایعات دامن زده می‌شد. در ۱۹۹۰، شایعات درباره سلامتی مرکوری فراگیر و رایج بود. در مراسم جوایز بریت در سال ۱۹۹۰، که در تاریخ ۱۸ فوریه در تئاتر دومینیون لندن برگزار شد، مرکوری و بقیه اعضای گروه کوئین برای دریافت جایزه بریت به خاطر همکاری قابل توجه در موسیقی به روی صحنه رفتند که این آخرین حضور عمومی مرکوری بود. تا پایان عمر مرکوری، عکاسان به طور مرتب در کمین او بودند، روزنامه سان طی یک سری مقاله ادعا کرد که مرکوری به طور جد بیمار است، از قابل توجه‌ترین انها مقاله‌ای در نوامبر ۱۹۹۰ بود که در صفحه اولش تصویری از مرکوری که در آن نحیف به نظر می‌رسید به همراه سرصفحه «این رسمی‌ست، فردی مرکوری اقعا مریض است» قرار داشت.

با این حال، مرکوری و اشخاص نزدیکش که به انها می‌توانست اعتماد کند، همچنان این قضایا را انکار می‌کردند، حتی پس از مقاله صفحه اولی که در ۲۹ آپریل ۱۹۹۱ پس از حضور کمرنگ مرکوری در رویدادهای عمومی منتشر شد که در آن مرکوری بسیار نحیف به تصویر کشیده شده بود. برایان می در مصاحبه‌ای در سال ۱۹۹۳ تایید کرد که مرکوری خیلی پیش از آن گروه را از بیماری‌اش آگاه کرده بود. موزیک ویدیوی "این‌ها روزهای زندگی ماست" که در ماه مه ۱۹۹۱ فیلمبرداری شد، مرکوری بسیار لاغر بود که آخرین صحنه‌هایش در جلوی دوربین بود.
پس از پایان کار فردی با کوئین در ژوئیه ۱۹۹۱، مرکوری در خانه‌اش در کنسینگتون به استراحت پرداخت. ماری اوستین در سال‌های پایانی عمرش همدم او بود و در هفته‌های پایانی عمرش به طور مرتب به خانه مرکوری سر می‌زد تا از او مراقبت کند. نزدیک پایان عمرش، مرکوری شروع به از دست دادن بینایی اش کرد و وخامت حالش چنان بود که نمی‌توانست از تخت خواب بلند شود. با توجه به بدتر شدن شرایط، مرکوری تصمیم گرفت با امتناع از خوردن داروها مرگش را تعجیل کند و تنها به استفاده از آرام‌بخش‌ها اکتفا کرد.
در ۲۲ نوامبر ۱۹۹۱، جیم بیچ، مدیر برنامه های مرکوری، گروه کوئین را به خانه‌اش در کنسینگتون فراخواند تا به طور عمومی درباره چیزی صحبت کند. روز بعد، اعلامیه زیر از طرف مرکوری در نشریه‌های بین‌المللی به چاپ رسید:
«پیرو حدس و گمان‌های بسیار زیاد در دو هفته اخیر در مطبوعات، من می‌خواهم تایید کنم که نتیجه آزمایش HIV من مثبت بوده و من به ایدز مبتلا هستم. احساس کردم که کار درست این است که برای حفظ حریم خصوصی اطرافیانم این قضیه تا به امروز مخفی باشد. با این حال وقت آن رسیده است که دوستان و طرفداران من در سرتاسر دنیا حقیقت را بدانند و امیدوارم که همه، پزشکانم، در مبارزه با این بیماری مخوف به من ملحق شوند. حریم شخصی من همیشه برایم بسیار مهم بوده است و من به خاطر عدم انجام مصاحبه معروف هستم. لطفا درک کنید که این سیاست [مصاحبه نکردن] ادامه خواهد داشت.
در صبح ۲۴ نوامبر ۱۹۹۱، کمی بعد از ۲۴ ساعت بعد از انتشار این بیانیه، مرکوری در سن ۴۵ سالگی در خانه‌اش در کنسینگتون درگذشت. علت اصلی مرگ برونکوپنومونی بود که به سبب ایدز ایجاد شده بود.
در ۲۷ نوامبر، مراسم تشییع جنازه مرکوری توسط یک موبد زرتشتی انجام گرفت. حدود ۳۵ نفر از دوستان و خویشاوندان نزدیک مرکوری در تشییع جنازه‌اش شرکت داشتند که دیگر اعضای گروه کوئین و التون جان از حضار این مراسم بودند. جسد مرکوری در گورستان سبز کنسال، در غرب لندن سوزانده شد. بر طبق خواسته مرکوری، ماری استین خاکسترهای او را در یک جای نامعلوم به خاک سپرد. محل دفن خاکسترهای مرکوری را تنها ماری اوستین می‌داند و او اظهار داشته که هرگز محل به خاک سپاری آنها را فاش نخواهد کرد.
مرکوری در وصیت‌نامه‌اش، بخش بزرگی از دارایی‌هایش، از جمله خانه‌اش و حق امتیاز آثارش را به ماری استین اهدا کرد. مرکوری در وصیت‌نامه‌اش، خانه‌اش در لندن را به جای جیم هوتون شریک زندگی بعدی‌اش، برای اوستین به ارث گذاشت: «تو زن من بودی و به هر حال این خونه مال تو هست. همچنین باقیمانده دارایی‌اش را برای خواهر و والدینش به ارث گذاشته است. همچنین او 500هزار یورو برای آشپزش، 500هزار یورو برای دستیار شخصی‌اش جو فانلی، 100هزار یورو برای راننده اش تری گیدینگز و 500هزار یورو برای جیم هوتون به ارث گذاشت.

گروه کوئین


در سال ۱۹۶۸، برایان می که دانشجوی کالج سلطنتی لندن بود به‌همراه تیم استافل تصمیم به تشکیل گروهی گرفتند. می یک آگهی دست‌نویس را رویدر سال ۱۹۶۸، برایان می که دانشجوی کالج سلطنتی لندن بود به‌همراه تیم استافل تصمیم به تشکیل گروهی گرفتند. برایان یک آگهی دست‌نویس را روی تابلوی اعلانات دانشکده برای جذب یک درامر نوشت. راجر تیلور جوان که دانشجوی دندانپزشکی بود این آگهی را مشاهده و پیشنهاد آن را قبول می‌کند. بدین ترتیب آن‌ها گروهی تشکیل داده و آن را اسمایل نامیدند.
تیم استافل دوستی با نام فرخ بُلسارا را پس از مدتی به گروه معرفی کرد. فردی در ابتدا کمک‌هایی را به گروه می‌رساند اما بعد‌ها تبدیل به یکی از اعضای ماندگار اسمایل شد. در سال ۱۹۷۰ تیم استافل به گروهی به نام هامپی بانگ پیوست و اعضای باقی‌مانده اسمایل به‌همراه فرخ بلسارا گروهی با نام کوئین تشکیل دادند. زمانی که از بلسارا درباره نام گروه پرسیدند او در پاسخ گفت: خیلی سال پیش من این اسم را انتخاب کردم.این فقط یک نام است. همین! ولی خیلی باشکوه و عالی به نظر می‌رسد، یک اسم شناخته شده و جهانیست و در عین حال عامه‌پسند. هر جور تعبیر و تفسیری از آن ممکنه. یک اسم چندبعدی. البته قطعاً نشاط و سرزندگی و صلابت اسم مد نظرم بوده ولی این تنها یک جنبه قضیه به حساب می‌آید." گروه در ابتدای فعالیتش، چند نوازنده گیتار بیس را اخراج کرد. جای خالی یک بیسیست در گروه به قدری حس می‌شد که گروه را از ادامه فعالیت بسیار سست کرده بود. تا این که آنها با جان دیکن آشنا شدند و در سال ۱۹۷۱ او را برای ضبط اولین آلبوم خود استخدام کردند.

مدت کوتاهی قبل از انتشار نخستین آلبوم گروه، مرکوری با استفاده از دانش گرافیکی خود لوگوی گروه کوئین را طراحی کرد که تاج کوئین نام گرفت. لوگو با ترکیبی از نشانه‌های منطقةالبروج برای هر چهار عضو گروه طراحی شده بود؛ دو شیر برای برج اسد (جان دیکن و راجر تیلور)، یک خرچنگ برای برج سرطان (برایان می) و دو پری برای برج سنبله (فردی مرکوری). دو شیر در سمت راست و چپ لوگو در حال به آغوش کشیدن حرف Q هستند و خرچنگ بالای حرف Q در حالی که شعله‌های آتش بر فرازش شعله‌ور هستند قرار دارد. دو پری هم در قسمت پایین این لوگو و زیر سایه دو شیر قرار گرفته‌اند. همچنین یک تاج بالای حرف Q قرار گرفته و یک ققنوس بر فرازش سایه افکنده است. نکته مهم اینجاست که این نماد بسیار شبیه به آرم سلطنتی بریتانیا می‌باشد.

وی در 14 شهریور 1333 در زنگبار دیده به جهان گشود. او اولین فرزند خانواده بلسارا می‌باشد. از وی همیشه به عنوان یکی از بزرگترین خوانندگان همه ادوار تاریخ یاد می‌شود.

فردی مرکوری

خواننده اصلی - نوازنده پیانو - ریتم گیتار

برایان هارولد می زاده 19 ژوئیه ۱۹۴۷ می‌باشد. او که تنها فرزند والدینش بود در کشور انگلیس به‌دنیا آمد. از وی به عنوان یکی از بهترین نوازندگان گیتار تمام دوران یاد می‌شود. او دکترای فیزیک در شاخه علم نجوم را دارد و رییس دانشگاه جان مورز لیورپول در انگلستان نیز هست.

برایان می

نوازنده گیتار الکتریک - کیبورد - خواننده

راجر تیلور زاده ۲۶ ژوئیه ۱۹۴۹ می باشد که اغلب او را به عنوان درامر، خواننده پشتیبان و در برخی موارد به عنوان خواننده اصلی گروه بریتانیایی راک کوئین می شناسند. به عنوان یک درامر، او از صدای منحصربه‌فردی برخوردار است و یکی از قدرتمندترین درامر های دهه ۷۰ و ۸۰ سبک راک می باشد.

راجر تیلور

درامر - پرکاشن‌یست - خواننده

جان ریچارد دیکن زاده ۱۹ اوت ۱۹۵۱ موسیقیدان بازنشسته بریتانیایی است که او را پیشتر به عنوان بیسیست گروه راک کوئین می شناسند. از چهار عضو کوئین، وی آخرین و جوانترین عضوی بود که در 19 سالگی، به گروه پیوست.

جان دیکن

نوازنده گیتار بیس

3 آلبوم‌هایی که شما باید
پیش از مرگ گوش کنید
300 فروش تقریبی آلبوم
(میلیون نسخه)
78 تک آهنگ ها
(کوئین + فردی مرکوری)
17 آلبوم ها
(کوئین + فردی مرکوری)

خانواده بلسارا


خانواده بلسارا، پارسیان منطقه گجرات هند بودند که در تقسیمات کشوری دوران استعمار انگلیس در هند به استان بمبئی وابسته بود. فرخ و خانوده‌اش پایبند آیین زرتشت بودند. نام خانوادگی آنها از شهر بلساد(که با نام والساد نیز شناخته می‌شود) واقع در بخش جنوبی گجرات، گرفته شده است.

بومی بلسارا

وی، در 14 دسامبر 1908 ایالت ماهاراشترا واقع در هندوستان متولد شد. شغل وی، صندوق‌دار اداره مستعمراتی بریتانیا بود. او سال 2003 در سن 94 سالگی درگذشت.

جر بلسارا

مادر فرخ بلسارا (فردی مرکوری)، متولد 26 آبان 1304 می‌باشد. او 2 فرزند به نام های فرخ و کشمیرا دارد. وی در زمان ازدواج، 17 سال از بومی بلسارا جوان‌تر بود. او در 29 سالگی، صاحب اولین فرزند خود یعنی فردی شد.

فرخ بلسارا

فردی در تاریخ 14 شهریور 1333 در بیمارستان دولتی زنگبار در شرق آفریقا دیده به جهان گشود. او از قوم پاری های گجرات می‌باشد و پایبند آیین زرتشت بود.

کشمیرا بلسارا

کشمیرا فرزند کوچک خانواده بلسارا و خواهر فرخ بلسارا می‌باشد. وی در زنگبار و در تاریخ 1342 بدنیا آمد. وی با راجر کوک ازدواج کرد و دارای 2 فرزند می‌باشد.

آلبوم ها


نقل قول ها


  • من "ستاره" نه، بلکه "افسانه" خواهم شد!

    فردی مرکوری

  • من عادت داشتم داخل ون لم بدم و کوئین گوش بدم. بارها و بارها این کار رو تکرار می‌کردم تا جایی که باتری ون خالی میشد و ما گیر میکردیم. این اتفاق بارها رخ داد، ما یک با باتری خالی گیر می‌کردیم، به این دلیل که من بیش از حد کوئین گوش کرده بودم

    کورت کوبین

  • من رویاهایم را تعقیب کردم و آن را مدیون تو هستم.

    تیلور هاوکینز

  • فردی؟ عاشق زندگی. خواننده آهنگ ها!

    برایان می

  • اگر من ترانه های فردی مرکوری رو نداشتم نمیدونم امروز چه جایگاهی میتونستم داشته باشم.
    این‌ها اشکال مختلف موسیقی رو به من آموختند و ... ذهن من رو باز کردن. به راستی که من هیچگاه
    معلمی به این بزرگی در سراسر عمرم نداشته‌ام.

    اکسل رز

  • افراط بخشی از سرشت من است و عقب ماندگی یک بیماریست.
    من به راستی نیازمند خطر کردن و هیجانم و هیچگاه هراسی از خطر کردن ندارم.

    فردی مرکوری

  • من یک انسانم و دوست دارم مردم این حقیقت که "من یک انسان هستم" را به رسمیت بشناسند.

    فردی مرکوری

  • فردی مرکوری برای من تاثیر گذاریترین بوده و هست. ترکیب روش تعنه آمیر او در نوشتن ترانه ها و
    این ترز فکر او که "من اهمیت نمیدهم" به راستی الهام بخش موسیقی من بوده است.

    کتی پری

  • فردی از این بابت که او را مایک جگر بعدی بخوانند بسیار خوشحال می‌شود.

    مایک جگر

  • فردی به واقع بی مانند بود، به گونه ای که در آن زمان نه کسی شبیه او به نظر می‌رسید
    و نه کسی می‌توانست همانند او با توازن و ... همه چیز بخواند

    التون جان

  • موفقیت برای من آرمان های جهانی و میلیون ها پول ثروت به ارمغان آورده است، اما کرا از داشتن یک چیز که همگی به آن نیازمندیم منع کرده است، و آن هم رابطه‌ایست عاشقانه و مستمر. عشق برای من همانند قمار بر سر جانم است.

    فردی مرکوری

  • من 20 سال از عمر خود را برای ساختن گروه کوئین صرف کردم،
    و حالا سال هایی از زندگیم رو برای دور شدن از آن صرف میکنم!

    برایان می

  • فردی مرکوری شخصیت بزرگی بود، کوئین در طول سالیان متمادی از زندگی من آهنگ‌های بسیاری منتشر کرده و
    اکنون آن بخشی از همه ماست که از دست رفته.

    لیزا استنس‌فیلد

  • فردی بی همتا بود.. میدونی، به ندرت میتونی کسی شبیه اون رو پیدا بکنی

    فیل کالینز

  • هیچ‌کس واقعا فردی رو نشناخت، اون خجالتی، آرام و مهربان بود،
    اون آدمی که روی صحنه نشون می‌داد نبود.

    راجر تیلور

  • من فردی مرکوری و کوئین رو ستایش میکنم خصوصا با آهنگ رادیو گاگا. برای همینه که نامم رو دوست دارم.
    فردی منحصر به فرد بود، یکی از بزرگترین شخصیت های پاپ در موسیقی، او نه تنها یه یک خواننده بود، بلکه بازیگری فوق‌العاده نیز بود.
    به طور خلاصه، یک نابغه. این‌ها همه درباره فردی و دیوید بووی بود.

    لیدی گاگا

  • گیتار صلاح من است، سپر من برای پنهان شدن پشتش

    برایان می

تایم لاین


تماس با ما


نظرات، انتقادات و یا پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.